گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

137

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

طرفى خواهد شد كه با عنايت خدايان در اثر شجاعت بيشتر بر حريفى كه تاب مقاومت ندارد حمله‌ور شود . آقايان بنابر تجربهء شخصى شاهد اين واقع بوده‌ام كه افرادى كه در گيرودار جنگ به انواع زبردستى و تدبير فقط در پى حفظ جان خويش باشند همانها با حالتى ننگين و خوار از بين ميروند برعكس آنهائى كه پى برده‌اند مرگ سرنوشت مشترك و اجتناب ناپذير بنى آدم است و بر آن سرند كه مرگى افتخارآميز داشته باشند كسانىاند كه به احتمال زياد به سنين سالخوردگى خواهند رسيد و در دوران زندگى نيز روزهاى قرين خوشبختى خواهند داشت . پس بايد اين درس را كه با وضع و حال فعلى ما نيك بستگى دارد به جان و دل آموخته ، بايد هم خودمان دلير باشيم و هم حس شجاعت را در ميان همقطاران خويش برانگيزيم » بعد از اين كلمات ، گزنفون سكوت نمود . پس از او خريسوفوس به صحبت پرداخت : « اى گزنفون تاكنون بنابر آنچه شنيده بودم تو را فقط مردى آتنى مىشناختم ، اما اينك هم بواسطهء سخنانت و هم كردارت ستايشت مىكنم ، اى كاش امثال تو فراوان بودند كه عين خير و صلاح تمامى لشكر ما بود و افزود آقايان ، ديگر جاى درنگ نيست برويد و هرچه زودتر سردسته‌هاى خود را انتخاب كنيد كه شرط اساسى است و بعد از آنكه اين كار انجام يافت به اتفاق آنانى كه برگزيده‌ايد در اردوگاه حاضر شويد . سپس جرگه‌اى از تمامى سپاه ترتيب خواهيم داد . محض مزيد اطمينان نيز افزود « خود تولميد « 1 » پيشرو و آماده است » با اين كلمات ، او فورى برخاست تا در اجراى اقدامات ضرورى

--> ( 1 ) - به عبارت ديگر خود گوينده . م